اخبار و مقالات زلزله ها

شنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸۳

زمان پيدايش بشر

سابقه پيدايش و انتشار انسان بر كره خاكي را اينگونه مي نگرم

 

در دوران تحصيل در رشته زمين شناسي ‘ وقتي درس اشتقاق قاره ها را كه مي خوانديم ‘ يكي از دلايلي كه براي اشتقاق قاره ها و اثبات يكپارچگي قاره ها قبل از اشتقاق ارائه مي شد بحث مشابهت هاي جانوري در قاره هاي مختلف بود .

برخي دلايل نيز بر رد اين ادعا مطرح مي شد و مي گفت كه مثلاٌ براي حضور فلان حيوان در فلان جزيره اين دليل است كه قبلاٌ راه خشكي وجود داشته و بمرور از بين رفته است .

ولي با مطالعه انسانها و مشابهت هاي فرهنگي و اعتقادات و آداب و رسوم آنها بيشتر مي توانيم به اشتقاق قاره ها پي ببريم .

بررسي اديان و باورهاي ديني مردمان 5 قاره نشان ميدهد كه تمامي اديان داراي يك ريشه مسلم بوده و بعد از جدايي بمرور پيرايه هايي بر آنها بسته شده است .

پذيرش اين اصل ‘ اصل اساسي تري را بزير سئوال مي برد و آنهم زمان خلقت بشر !

خلقت انسان در چه زماني اتفاق افتاده است ؟

قدر مسلم آنست كه بعد از شكل گيري كره  زمين كه به باور زمين شناسان بسياري ‘ پاره اي است كه از خورشيد جدا شده است و بعد از سرد شدن و انجماد سطح آن ‘ بخارات آب موجود در جو در اثر سرد شدن بر روي زمين باريده و از تكرار بارش و جريان و فرسايش و تبخير سيكل آب در طبيعت كره زمين پيدا شده و سپس به بوجود آمدن موجودات جاندار انجاميده است .

گياهان و جانوران از تك سلولي تا پرسلولي و جانوران ريز و درشت . اگرچه دانشمندان معتقدند كه بذر بسياري از گياهان در اثر جريان باد در فضا شناور ميشوند و زماني كه حركت باد كند ميشود در برخي نقاط فرود آمده و بر روي زمين و آب اقيانوسها و درياها قرار مي گيرند .

اين بذرها و دانه هاي داراي قوه ناميه و باروري در صورتي كه شرايط مناسبي پيدا كنند در همانجايي كه فرود آمده اند رشد كرده و موجب گسترش حيات گياهي در مناطق مختلف ميشوند در رابطه با پيدايش انسان در روي زمين ‘ شايد بتوان به اين خيال دلخوش بود كه بذرش را باد و يا ساير عوامل حركتي از كرات واقع بر فضاي لايتناهي آورده باشند و يا عيناٌ بر روي همين كره خاكي خلق شده باشد ‘ اما بحثي كه در اين مقاله بدان پرداخته ام زمان پيدايش است . 

به باور من انسان در زماني بوجود آمده است كه هنوز بر روي كره زمين تنها يك قاره وجود داشت و نام آن گندوانا بود .

پس از پيدايش گياهان و جانوران ريز و درشت بر روي زمين ‘ يك گروه انسان در روي اين تك قاره جهاني به زندگي پرداخت و در مسير فراز و نشيب طولاني حيات خود و مبارزات مرگ و زندگي به باورها و فرهنگ و آداب و رسوم مشتركي دست يافت .

با گسترش و افزايش جمعيت ‘ انسانها بمرور در روي زمين و سطح قاره بزرگ گندوانا كه مساحت آن بمراتب بيش از مساحت تمام خشكي ها و قاره هاي امروزي بود ‘ گسترده شدند و تجربيات خود را نيز باخود بردند.

در اين مرحله بن مايه زبان و فرهنگ بوجود آمده و انسان به يك زبان و آداب و رسوم و فرهنگ و دين مشترك و ابتدايي رسيده بود و اين زبان و فرهنگ  اوليه را نيز با خود به اقصا نقاط قاره گندوانا برده و در سراسر آن قاره عظيم و يكپارچه انتشار داد  .

من تاريخ حيات بشري را بسيار طولاني تر از آن چيزي ميدانم كه علم باستان شناسي توانسته آنرا باثبات برساند ‘ زيرا باستان شناسان فقط بر اساس بازمانده هاي مادي حيات بشري بررسي و اظهار نظر كرده اند ‘ در حاليكه اگر به بازمانده هاي معنوي حيات بشري بنگريم آنرا فراتر از يك تاريخ هزار و ده هزار و بيست هزارساله مي بينيم .

انسان در طول زندگي بلند خود كه هزاران و ميليونها سال طول كشيده است ‘ دچار فراز و نشيب ها و زحمت و فرصت ها و تهديدهاي فراواني شد ‘ از حمله جانوران وحشي و گوشتخوار تا بيماري هاي واگير و سيل و طوفان و زلزله و ... .

اكنون كه در قرن بيست و يكم از تاريخ  حيات مكتوب انسانها قرار گرفته ايم نبايد بپذيريم كه پيدايش انسان داراي محدوده زماني 5000 و 10000 سال و غيره است .

به گمان من خلقت و پيدايش انسان بسيار قديمي تر و كهن تر از اينهاست و حتي آنرا به قبل از جدايي قاره ها مربوط ميدانم .

انسان بر روي قاره گندوانا پيدا شد و تكثير يافت و فرهنگ و زبان و دين اوليه را ساخت و آنرا نيز با خود تكثير كرد .

ناگهان با جنبش هاي وحشتناك و زلزله هاي بسيار شديد و خانمان برافكني مواجه شده و از ترس و هول جان خود را به هرچيز كه ممكن بود اين خطرات عظيم را بكاهد آويخت .

زمين زير پاي بشر گاهي مي جنبيد و گاهي آرام ميگرفت و اين گاه تا آن گاه شايد هر يك سالها و قرن ها بطول انجاميده باشد .

سپس بدون آگاهي از واقعيت جدايي ‘ يكروز چشمش را باز كرد و ديد كه در قاره جديدي كه از قاره مادر جدا شده زندگي مي كند !

او در كمال تعجب و ناباوري جدايي و دور شدن ياران و بستگان و زمينها و كوههايي را كه قبلاٌ بدانها عادت كرده بود و بر قله هاي بلندش گام نهاده ودر دامنه هايش شكار كرده بود به چشم خود مي ديد و با تعجب  با خود مي گفت :

پس نتيجه آن زلزله هاي وحشتناكي كه طي ماه ها و سالهاي اخير اتفاق مي افتاد همين بود !

اينكه من از ديار و سرزمين مادري و ياران و وابستگي هايم  جدا شوم ؟

در بين سرزمين مادري و سرزمين بستگان كم كم دريايي كه هر روز وسيع تر ميشد ‘ ظهور ميكرد و او كه به دوستان و عزيزانش علاقمند بود با هر وسيله اي خود را به آب مي انداخت و به آنان سر ميزد و از احوال و سلامتي آنان شادمان مي گرديد .

ولي او در سرزمين جديد غريبه نبود ‘ ملك خودش و پدرانش بود و كم كم به ايجاد و توليد كلمات جديد و افزودن بر زبان اصلي خود پرداخت ‘ پيرايه هاي جديدي بر دين قديمي افزود و راه و رسم و آداب جديدي كه با شرايط فيزيكي و آب و هوايي منطقه انطباق بيشتري داشت بوجود آورد .

اينگونه بود كه نژادهاي مختلف و زبانهاي گوناگون و فرهنگ هاي متنوع پديد آمدند .

كلمات مشترك زيادي در زبانهاي مختلف ‘ عقايد و باورهاي مشترك زيادي در اديان گوناگون و آداب و رسوم مشترك فراواني را در ميان باورها و فرهنگ مردمان قاره هاي مختلف روي زمين مي توان پيدا كرد كه همگي ريشه در آن هم ميهني و هموطني قديمي بر روي آن قاره بزرگ گندوانا دارند .

بنابراين يكبار ديگر بر اين نكته تاكيد مي كنم كه ‘ قدمت عمر انسان با قاره گندوانا برابري مي كند و در واقع پس از پيدايش گياهان و جانوران بر روي قاره مزبور بود كه انسان پاي به عرصه وجود نهاد و شروع به ايجاد زبان و دانش و فرهنگ نمود .

در اين ميان بايد توجه داشته باشيم كه وقتي با جنبش يك گسل بسيار كوچك و نخ واره اي بنام گسله بم ‘ شهر بزرگ و پرجمعيتي مانند بم ‘ دچار چنان آسيب وحشتناك و مرگ آوري ميشود بالتبع بايد بپذيريم كه عملكرد گسله هاي بسيار بزرگ و قاره پيمايي كه منجر به جدايي قاره ها گرديده بايد بسيار وحشتناك تر و عظيم تر بوده و بنحو خارق العاده و غير قابل باوري اثرگذار تر در حيات و ممات و باور ها و ماندگاري و يا نابودي و يا باروري انسانها و فرهنگ آنها باشد .

...

Mohammad Komijani
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ